محمدحسين ناصر الشريعه
308
تاريخ قم ( فارسى )
بيست هزار بيت است ، و كسى سبقت نگرفته است او را به تفسيرى بدينگونه از علماء قديما و جديدا ، و ايضا كتاب كبيرى در اعمال سال به فارسى دارد كه خوشطرز و پرفائده است ، و رسالهاى به عربى در احكام صيد و ذباحه دارد با نهايت استدلال و غير اينها از كتب ديگر . سيد ناصر الدين محمد بن زين العرب حسينى قمى ، چنانكه در فهرست شيخ منتجب الدين است ، فاضل و صالح بوده است . محمد بن سالم قمى ، از اصحاب حضرت رضا عليه السّلام است . قاضى ركن الدين محمد بن سعد بن هبة اللّه بن دعويدار قمى ، در فهرست شيخ منتجب الدين مىنويسد : مردى است فاضل و فقيه و بسيار متدين و شعر نيكو دارد . محمد بن سليمان قمى ، از اصحاب حضرت صادق عليه السّلام است . محمد بن سهل بن يسع اشعرى قمى ، از اصحاب حضرت رضا عليه السّلام است ، و در فهرست شيخ است كه محمد بن سهل بن يسع ، او را مسائلى است از حضرت رضا عليه السّلام ، و در رجال نجاشى است كه محمد بن سهل بن يسع بن عبد اللّه بن سعد بن مالك بن احوص اشعرى قمى روايت مىكند از رضا و ابى جعفر عليهما السّلام . او را كتابى است كه جماعتى آن را روايت مىكنند . مولاى اجل محمد طاهر بن محمد حسين شيرازى نجفى قمى ، در كتاب امل الامل است كه وى از اعيان فضلاء معاصرين و مردى عالم و محقق و مدقق و بسيار ثقه و فقيه و متكلم و محدث و جليل القدر و عظيم الشأن است ، او را كتبى است كه از جمله شرح تهذيب الحديث ، و كتاب حكمة العارفين در رد شبه مخالفين ، و كتاب اربعين در فضائل امير المؤمنين و امامت ائمه طاهرين عليهم السّلام ، و رساله جمعه ، و رسالهء فوائد دينيه در رد حكماء و صوفيه ، و كتاب حجة الاسلام ، و غير اينها از كتب و رسائل ، و ما آنها را از او روايت مىكنيم . « 1 »
--> ( 1 ) - ملا محمد طاهر قمى - در زمان خود شيخ الاسلام قم و امام جمعه بوده ، ميل به مشرب اخبارى داشته است . در سفرى كه به اصفهان رفته بود ، علامهء مجلسى مؤلف بحار الانوار از وى اجازه گرفته ، و در كاشان نيز دانشمند عظيم الشأن ملا محسن فيض به ملاقاتش رفت و از اينجا ميزان شخصيت و موقعيت ممتاز اين عالم جليل القدر معلوم مىگردد . كتاب ديگر او به نام « تحفة الاخبار » كه به فارسى بسيار سليس و دلچسب در رد صوفيه نوشته ؛ مؤلف در اينجا نام نبرده است ، اين كتاب كه يكى از بهترين كتب رد صوفيه است و دو بار چاپ شده است ، مطالعه آن را به عموم خوانندگان توصيه مىكنيم . ( د ) [ شرححال مفصل او را نيز در جلد هشتم « مفاخر اسلام » به عنوان استاد اجازهء علامهء مجلسى نگاشتهايم . ]